تبليغاتX
عدالت ناگزير

به نام حي سبحان

گفته مي‌شود كه حركت انقلابي مردم مسلمان ايران در سرنگوني رژيم سلطنتي و استقرار نظام جمهوري اسلامي متأثر از قيام امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورا است نقش نهضت سيدالشهدا (ع) در پيدايي و پايايي نهضت اسلامي ايران چيست؟

بسياري از انديشمندان و متفكراني كه در زمينه تبيين علل و عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نظريه‏پردازي کرده‏اند، بر اين باورند كه عامل "مذهب" از قوي‏ترين و اصلي‏ترين عواملي است كه در پيدايش و پيروزي انقلاب اسلامي، نقش بسزايي داشته است.

ميشل فوكو ـ فيلسوف مشهور فرانسوي و نظريه‌پرداز پست مدرنيسم ـ در تحليل و بررسي عوامل انقلاب اسلامي از "معنويت‌گرايي سياسي" نام مي‏برد. به نظر او، روح انقلاب اسلامي در اين حقيقت يافت مي‏شود كه ايرانيان از خلال انقلاب خود، در جست و جوي ايجاد تحوّل و تغيير در خويش بودند. هدف اصلي آنان، ايجاد تحولي بنيادين در وجود فردي و اجتماعي، حيات اجتماعي و سياسي و در نحوه تفكر و شيوه نگرش بود ... آنان راه اصلاح را در اسلام يافتند. اسلام براي آنان هم دواي درد فردي و هم درمان بيماري‏ها و نواقص جمعي بود. (ميشل فوكو، ايراني‌ها چه رؤياي در سر دارند؟ ترجمه حسين معصومي همداني)

آصف حسين در كتاب ايران اسلامي مي‌نويسد: "انقلاب و ضد آن بر اين نكته تأكيد دارد كه بايد مطالعة انقلاب با توجه به عنصر ايدئولوژي، نقش اپوزيسيون اسلامي، مشروعيت، آموزش‏ها و خصوصاً رهبري صورت گيرد." (به نقل از عبدالوهاب فراتي، رهيافت‏هاي نظري بر انقلاب اسلامي "مجموعه مقالات"، ص‏297)

حامد الگار نيز در كتاب ريشه‏هاي انقلاب اسلامي، سه عامل "تشيع، رهبري امام خميني(ره) و طرح اسلام به عنوان يك ايدئولوژي" را به عنوان ريشه‏هاي انقلاب مطرح مي‏كند. (به نقل از عبدالوهاب فراتي، رهيافت‏هاي نظري بر انقلاب اسلامي "مجموعه مقالات"، ص‏297)

از سوي ديگر مروري بر ادبيات سياسي رايج در روند وقوع انقلاب اسلامي، شعارها، سخنراني‏ها و بيانيه‏هاي انقلابيون و رهبران نهضت، بيانگر اين واقعيت است كه از ميان عناصر مذهبي، "فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسين(ع)"، نقش بسزايي در اين زمينه ايفا کرده است. مؤلفه‏هاي فرهنگ و تعاليم عاشورا عبارتند از:

1. فرهنگ شهادت

2. فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل

3. فرهنگ طاغوت ستيزي و طاغوت زدايي؛

4. اصل پيروي از رضاي خدا و مصالح مسلمين

5. فرهنگ پيشگيري از جرم و فساد قبل از وقوع آن در فرهنگ نظارت عمومي و امر به معروف و نهي از منكر (هاشم هاشم زاده هريسي، اصول فرهنگ و تعاليم عاشورا، چكيده مقالات گنگره بين المللي امام خميني (ره) و فرهنگ عاشورا؛ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، ص189)

اين مؤلفه‏ها در پيدايش و پيروزي انقلاب اسلامي، تأثير بسزايي داشته و حفظ و تداوم انقلاب اسلامي نيز در گرو حركت در اين چارچوب است. اكنون جهت آگاهي بيشتر بحث را در چند محور پي مي‏گيريم:

الف) تأثير فرهنگ عاشورا در پيدايش انقلاب اسلامي‏

1. تأثير بر اهداف و انگيزه‏هاي انقلابيون‏

هدف و انگيزه مردم ايران از انقلاب اسلامي، نابودي ظلم، استبداد و استكبار و برپايي حكومت عدل الهي و اجراي احكام اسلامي به عنوان "معروف" و جلوگيري از وابستگي به اجانب و بيگانگان به عنوان "منكر" بود. اينها همان انگيزه و هدف امام حسين (ع) از قيام عاشورا بود، آنجا كه مي‏فرمايد: "انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدّي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيرة جدّي و ابي علي ابن ابي طالب(ع) "

اگر يزيد بن معاويه تجاهر به فسق و فجور داشت، خاندان پهلوي نيز همان گونه عمل مي‏كردند و به عنوان نمونه بايد گفت: اسلام‌زدايي را تا آنجا رساندند كه به طور رسمي تاريخ هجرت پيامبر اكرم (ص) را به تاريخ شاهنشاهي تبديل كردند!! امام راحل (ره) دربارة تأثير عاشورا بر اهداف و انگيزه‏هاي انقلاب اسلامي مي‏فرمايد: "حضرت سيد الشهدا (ع) به همه آموخت كه در مقابل ظلم، در مقابل ستم، در مقابل حكومت جائر چه بايد كرد" (قيام عاشورا در كلام و بيان امام خميني (ره)، ص55)

برخي از علماي اسلامي بر اين عقيده‏اند كه مهم‏ترين انگيزه امام حسين(ع) از اين قيام، ايجاد حكومت اسلامي بوده است. امام خميني (ره)، در اين زمينه مي‏فرمايد: "زندگي سيدالشهدا (ع)، زندگي حضرت صاحب (ع)، زندگي همه انبياي عالم، همه انبيا ـ از اول، از آدم تا حالا ـ همه‏شان اين معنا بوده است كه در مقابل حكومت جور، حكومت عدل را مي‏خواستند درست كنند" (قيام عاشورا در كلام و بيان امام خميني (ره)، ص55)

از اين ‏رو  يكي از مهم‏ترين شعارهاي انقلابيون، اين بود: "نهضت ما حسينيه، رهبر ما خمينيه"

2. تأثير بر رهبري انقلاب‏

وجود رهبري حسين‏گونه همچون امام خميني (ره)، يكي از مهم‏ترين تأثيرات نهضت عاشورا در پيدايش انقلاب اسلامي بود.

مردم ايران، صلابت، شهامت، شجاعت، قاطعيت، سازش ناپذيري و روح حماسي حضرت امام حسين (ع) را در شخصيت امام خميني (ره) متجلي مي‏ديدند و شرايطي كه امام حسين (ع) براي رهبر و حاكم جامعه اسلامي توصيف مي‏کرد، در او مي‏يافتند. شعار انقلابيان "خميني، خميني تو وارث حسيني" مبيّن اين امر است.

3. تأثير بر شيوه مبارزه‏

در فرهنگ مكاتب مادي، نبايد "مشت به نبرد با درفش برود"؛ اما مردم ايران تحت تأثير نهضت عاشورا، روحيه شهادت‏طلبي امام حسين (ع) و اصحابش را در خاطره‏ها تكرار مي‏كردند. هنگامي که جوانان انقلابي با شعارهاي "اللَّه‏اكبر" و "توپ، تانك، مسلسل، ديگر اثر ندارد" و ... با تانك‏ها و مسلسل‏هاي رژيم ستمشاهي مقابله مي‏کردند، امام راحل(ره) ‏فرمود: "كيفيت مبارزه را اينكه قيام در مقابل يك حكومت قلدري كه همه جا را در دست دارد، با يك عده معدود چه طور باشد، اينها چيزهايي است كه حضرت سيدالشهدا به ملت آموخته است" (صحيفة نور، ج‏17، ص 55)

مردم از فرد ستيزي به دور بوده و تحت تأثير رأفت اسلامي و با الهام از سيرة امام حسين (ع) با دشمنان خود (مانند حر بن يزيد رياحي و ...) با شعار "گل در مقابل گلوله"، فرياد مي‏زدند: "ارتش ايران حسيني شده، رهبر ايران خميني شده" (مصطفي كواكيان، هفت قطره از جاري زلال انديشه امام خميني(ره)، ص 229)

4. تأثير از طريق ايام و اماكن عزاداري‏

ايام عزاداري امام حسين (ع) و اماكني از قبيل مساجد، تكايا و خيمه‏هاي عزاداري امام حسين (ع) به عنوان مهم‏ترين زمان و مكان براي فعاليت نيروهاي انقلاب و بيداري مردم از مفاسد حكومت پهلوي و سازمان‏دهي آنان براي راهپيمايي، تظاهرات و فعاليت‏هاي انقلابي، محسوب مي‏گرديد.

در طول دو ماه محرم و صفر سال اوج‏گيري انقلاب اسلامي، نقطه اوج آن، تاسوعا و عاشوراي حسيني بود كه به كلي پايه‏هاي رژيم ستمشاهي لرزيد.

سران ساواك در تحليل‏هاي درون‌سازماني خود گفته بودند: اگر ما بتوانيم ماه محرم را به خوبي پشت سر بگذاريم، رژيم پهلوي ماندني است و همه ديديم كه بعد از اربعين حسيني در سال 1399 هـ.ق رژيم2500 ساله شاهنشاهي در كمتر از يك ماه ساقط شد. (راهپيمايي عظيم مردم ايران در روز اربعين برابر با 29/10/1357بود كه پس از23 روز در 22/11/1357 انقلاب اسلامي پيروز شد)

ب) تأثير فرهنگ عاشورا در پيروزي انقلاب اسلامي

با مروري بر مقاطع سرنوشت‏ساز در پيروزي انقلاب اسلامي، مشخص مي‏شود كه نقطه آغازين آنها از ايام عزاداري امام حسين (ع) و با الهام از آموزه‏هاي نهضت عاشورا بود:

1. قيام 15خرداد ـ كه نقطه عطفي در تاريخ انقلاب شمرده مي‏شود ـ به دنبال سخنراني شديداللحن حضرت امام (ره) در بعدازظهر عاشورا (13خرداد 1342) به وقوع پيوست. ايشان در مورد قيام 15 خرداد فرمود: "ملت عظيم‌الشأن در سالروز اين قيام فاجعه انفجارآميزي كه مصادف با15 خرداد 42 بود، با الهام از عاشورا آن قيام كوبنده را به بار آورد. اگر عاشورا و گرمي و شور انفجاري آن نبود، معلوم نبود چنين قيامي بدون سابقه و سازماندهي، واقع شود" (صحيفة امام، ج‏16، ص 290)

2. هفده شهريور نيز يكي از مقاطع مهم انقلاب بود كه تحت تأثير عاشورا و فرهنگ آن شكل گرفت: "هفده شهريور مكررِ عاشورا و ميدان شهدا مكرر كربلا و شهداي ما مكررِ شهداي كربلا و مخالفان ملت ما مكرر يزيد و وابستگان او هستند" (صحيفة امام، ج‏16، ص 346)

3. اعلاميه تاريخي امام خميني(ره) در روز 21بهمن1357 مبني بر شكستن كودتا و حكومت نظامي رژيم ـ كه تصميم داشتند رهبران اصلي انقلاب را دستگير كرده و به زعم خويش به انقلاب براي هميشه پايان دهند ـ عملاً نوعي حماسه عاشورايي محسوب مي‏شد. مردم تحت تأثير اعلاميه و فرمان حسين زمان خويش، به خيابان‏ها ريخته و توطئه‏هاي رژيم را درهم شكستند. امام راحل(ره) در اين زمينه مي‏فرمايد: "اگر قيام حضرت سيدالشهدا (ع) نبود، امروز هم ما نمي‏توانستيم پيروز بشويم. تمام اين وحدت كلمه‏اي كه مبدأ پيروزي ما شد، براي خاطر اين مجالس عزاداري، مجالس سوگواري و اين مجالس تبليغ و ترويج اسلام شد" (صحيفة امام، ج‏16، ص 346)

ج) تأثير فرهنگ عاشورا بر حفظ و تداوم انقلاب اسلامي‏

نه تنها عامل پيدايش اصل انقلاب و زمينه‏ساز پيروزي آن در مراحل مختلف فرهنگ عاشورا بوده است؛ بلكه همين فرهنگ، عامل اساسي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي نيز محسوب مي‏گردد.

اگر انقلاب اسلامي بخواهد بر مبناي آن فرهنگي كه شكل گرفته، تداوم يابد؛ بايد توجّه ويژه‌اي به همان فرهنگ داشته باشد: روحيه شهادت‏طلبي، آزادگي، عزّت نفس، مبارزه با ظلم و ستمگري، مخالفت با تخطّي از احكام اسلام و ... در عرصه‏هاي مختلف سياست خارجي و روابط با ديگر كشورها و نيز عرصه سياست داخلي؛ از سياست‏گذاري در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي و غيره گرفته تا بخش‏هاي اجرايي و .... همه بايد پايبند به آموزه‏هاي نهضت امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورا باشند.

اگر انقلاب اسلامي توانسته است از كليه توطئه‏ها جان سالم به در برد؛ اگر جنگ تحميلي هشت ساله ـ كه از سوي تمامي قدرت‏هاي جهاني پشتيباني مي‏شد ـ نتوانست اين انقلاب مردمي و اسلامي را از پاي درآورد؛ اگر تهديدهاي دشمنان اسلام، امپرياليسم تبليغاتي، محاصره اقتصادي، كودتاي نظامي، دشمنان و منافقين داخلي و ... هيچ‏كدام كوچك‏ترين خللي در عزم و اراده نظام اسلامي وارد نكرد، همه و همه به دليل همان فرهنگ عاشورايي ملت ايران است.

امام خميني(ره) در اين زمينه مي‏فرمايد: "محرّم را زنده نگه داريد. ما هر چه داريم از اين محرم است. از قتل سيدالشهدا (ع) و شهادت او است. ما بايد به عمق اين شهادت و تأثير اين شهادت در عالم برسيم و توجه كنيم كه تأثير او امروز هم هست. اگر مجالس وعظ و خطابه و عزاداري و اجتماعات سوگواري نبود، كشور ما پيروز نمي‏شد. همه در تحت بيرق امام حسين (ع) قيام كردند. الان هم مي‏بينيد كه در جبهه‏ها وقتي كه نشان مي‏دهند آنها را، همه با عشق امام حسين(ع) است كه دارند جبهه‏ها را گرم نگه مي‏دارند" (صحيفه امام، ج 17، ص58)

ايشان در جاي ديگر مي‏فرمايد: "فداكاري حضرت سيدالشهدا (ع) است كه اسلام را براي ما زنده نگه داشته است ... بايد بدانيد كه اگر بخواهيد نهضت شما محفوظ بماند، بايد اين نهضت را حفظ كنيد" (صحيفه امام، ج 15، ص331)

 انا مجنون‌الحسين يا ثارالله

+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:32 توسط امین |

به نام حي سبحان

آقا جون قربونت برم، الحق كه آقايي فقط برازنده خودتونه

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پيام تسليت کریمانه ‌رهبر و مقتدایمان، به مناسبت درگذشت شخصي كه طرفدارانش خواسته یا ناخواسته ظلم‌هایی را در حق ايشان مرتکب شدند. پیامی که در عین کوتاهی، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

پیام حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

بسم الله الرحمن الرحیم   
اطلاع یافتیم که فقیه بزرگوار آیت‌الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمۀ‌الله علیه دارفانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته‌اند.
ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند.
دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم‌الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختیهای زیادی در این راه تحمل کردند.
در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد که از خداوند متعال میخواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند و ابتلائات دنیوی را کفاره آن قرار دهد.
اینجانب درگذشت ایشان را به همه بازماندگان بویژه همسر مکرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت میگویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت میکنم.

سید علی خامنه‌ای - 29/آذر/88

و در پایان فقط می‌توانم بگویم:

خدا کند که عبرت دیگران نشویم!

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 12:0 توسط امین

به نام حي سبحان

بازی روزگار است منتظری هم درگذشت

دل امام را خون کرده بود. امام به خاطر ساده لوحیش و عملکردش که به اسلام و انقلاب ضربه می‌زد آرزوی مرگ خود را کرده بود.

امروز مرده است!

خداوند از سر تقصیراتش بگذرد! که دشمنان به خاطر ساده لوحیش به نظام بسیار ضربه زدند.

باید بسیار هوشیار بود که دشمنان در ساختن پیراهن‌های خونین عثمان حرفه‌ای‌اند و با مرگ منتظری هم در صدد اغتشاش در کشور!

هر چند افتادن هفتم منتظری به روز عاشورا مشکوک است.

از این اصلاح‌طلبها که تئوری اصلاحات خون می‌خواهد را دنبال می‌کردند هیچ چیز بعید نیست!

خدا همه ما را هدایت کند.

نامه حضرت امام به منتظری

بسم اللَّه الرحمن الرحيم.

جناب آقاى منتظرى.

با دلى پر خون و قلبى شكسته چند كلمه‏اى برايتان مى‏نويسم تا مردم روزى در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‏ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مى‏دانم؛ خدا را در نظر مى‏گيرم و مسائلى را گوشزد مى‏كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامى عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرالها و از كانال آنها به منافقين مى‏سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبرى آينده نظام را از دست داده‏ايد. شما در اكثر نامه‏ها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدرى مطالبى كه مى‏گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‏اى براى جواب به آنها نمى‏ديدم. مثلًا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودى كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مى‏بينيد كه چه خدمت ارزنده‏اى به استكبار كرده‌ايد. در مسئله مهدى هاشمىِ قاتل، شما او را از همه متدينين متدينتر مى‏دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مى‏داديد كه او را نكشيد. از قضاياى مثلِ قضيه مهدى هاشمى كه بسيار است و من حالِ بازگو كردن تمامى آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمى‏باشيد و به طلابى كه پول براى شما مى‏آورند بگوييد به قم منزل آقاى پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمداللَّه از اين پس شما مسئله مالى هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود مى‏دانيد - كه مسلماً منافقين صلاح نمى‏دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايى مى‏شويد كه آخرتتان را خرابتر مى‏كند- با دلى شكسته و سينه‏اى گداخته از آتش بى‏مهريها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مى‏كنم ديگر خود دانيد:.

1- سعى كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدى هاشمى و ليبرالها نريزد ...

2- از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مى‏شويد در هيچ كار سياسى دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد ...

3- ديگر نه براى من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هرچه اسرار مملكت است را به راديوهاى بيگانه دهند ...

4- نامه‏ها و سخنرانيهاى منافقين كه به وسيله شما از رسانه‏هاى گروهى به مردم مى‏رسيد؛ ضربات سنگينى بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتى بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحى له الفداء- و خونهاى پاك شهداى اسلام و انقلاب گرديد؛ براى اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند ...

واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده‌لوح مى‏دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولى شخصى بوديد تحصيلكرده كه مفيد براى حوزه‏هاى علميه بوديد و اگر اينگونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلماً تكليف ديگرى دارم و مى‏دانيد كه از تكليف خود سرپيچى نمى‏كنم. واللَّه قسم، من با نخست وزيرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‏دانستم. واللَّه قسم، من رأى به رياست جمهورى بنى‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم ...

سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم پوشى نكنم. من با خداى خود پيمان بسته‏ام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت بر نمى‌دارم.

من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مى‏افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعى خود عمل كنم.

من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‏ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعى كنند تحت تأثير دروغهاى ديكته شده كه اين روزها راديوهاى بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‏كنند نگردند. از خدا مى‏خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضى هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزى نداريم، هرچه هست اوست. والسلام ...

يكشنبه 6/1/68 - روح اللَّه الموسوى الخمينى. (صحیفه نور. جلد بیست و یک)

********

از چند ساعت قبل، دشمنان مخالف امام و نظام اسلامی با سوء استفاده از فوت و همزمان شدن مراسم هفتم آقای منتظری با عاشورا، تیتر «عاشورای سبز» را در سایتها و وبلاگهایشان برای اغتشاشات دوباره جنبش سبز اموی مخابره کردند.

آنها «باید» پیراهن عثمان را زنده کنند و عاشورای سبز را فریاد کنند. چرا که نمیدانند این روزها و شبها، لحظاتی از ماه خون، خنجر و شهادت است. چرا که در سرزمین کفر و خانه شیطان، حسین‌گونه بودن معنایی ندارد. و دیگر زمان اخطار نیست! و سبزهای امویِ ته ماندۀ غربی نیز خود را بارها آزموده‌اند.

آنجا که با فریاد «یاحیدر» چند بسیجی، تجمّع چند صد نفریشان همچو فرار عمروعاص از حضرت حیدر (ع)، پاشیده میشد! و این بار فریاد یا حسین است که امانِ فرار برای کسی ندارد.

و خودشان بهتر میدانند که دیگر جولانگاه‌شان، همان جغرافیای چند همقطار ِ فاحشۀ رقّاص ِ فراری است!

و صدالبته، ما فقط گوشمان به فرمان رهبر است

و ما اینگونه‌ایم -  انشاالله:

اگر فرمان دهد رهبر بتازیم      اگر او خواهد از ما سر ببازیم

اگر صبر و قرار از ما بخواهد     بشینیم و بسوزیم و بسازیم

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله


پ.ن: چه حکایتی است که برخی مردنشان هم باید برای اسلام و مسلمین دردسر ساز باشد!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 13:22 توسط امین

به نام حي سبحان

تحولات رخ داده در فاصله 10 روزه 16 تا 27 آذر 88، يك نماي فشرده اما بسيار دقيق از سرنوشت و آينده جريان فتنه در ايران به دست مي‌دهد. روز 16 آذر به گفته سران فتنه بنا بود جبران آبروريزي 13 آبان باشد - و به همين دليل آنرا ايستگاه آخر خواندند - اما خود به آبرو‌ريزي بزرگتري تبديل شد. جامعه دانشگاهي كه اصلاح‌طلبان ساده‌دلانه آن را ملك طلق خود مي‌دانستند، در آن روز خود را تقريبا به طور كامل از پروژه‌هاي جريان فتنه كنار كشيد. مهمتر از آن، طبقه متوسط شهري در تهران هم هيچ انگيزه‌اي براي پيوستن به آشوبگراني كه در يكي دو دانشگاه تهران تجمع كرده بودند از خود نشان نداد در حالي كه سران فتنه تصور مي‌كردند قادر خواهند بود از طريق كاتاليزوري به نام دانشگاه، شبكه‌هاي اجتماعي ساخته شده توسط سرويسهاي اطلاعاتي غربي در ميان طبقه متوسط را هم فعال كرده و يك آشوب شهري جديد در تهران بوجود بياورند.

ميرحسين موسوي -كه اين روزها ديگر در حال نزديك شدن به پايان كار است- در بيانيه روز 15 آذر خود، گويي حدس زده باشد كه احتمال بي‌اعتنايي مردم به فراخوان فتنه‌گران در 16 آذر وجود دارد، روزهاي 17 و 18 آذر را هم به عنوان جايگزيني براي آن مشخص كرده بود. اين دو روز احتمالا بايد جزو سخت‌ترين روزهاي بعد از انتخابات براي فتنه‌گران بوده باشد. اهانت به امام توسط هوادارن موسوي در روز 16 آذر موجي از خشم و اعتراض انقلابي درون و بيرون دانشگاه عليه سران فتنه بوجود آورد كه اثرات آن اكنون كل معادلات سياسي كشور را جابجا كرده است. بر مبناي برخي شواهد، اتاق فكر جريان فتنه كه در لندن و واشنگتن مرتبا تشكيل جلسه مي‌دهد، تصور مي‌كرد جسارت به امام درون دانشگاه با شكستن خط قرمزهاي 30 ساله نظام، عرصه‌هاي جديدي براي فعاليت پيش روي سبزها در ايران خواهد گشود و به همين دليل هم بود كه تصاوير اين اهانت را با ولع از شبكه‌هاي خبري خود پخش مي‌كرد. اما دقيقا به اين دليل كه سرويس‌هاي غربي مثل دوستان داخلي‌شان، هيچ محاسبه درستي از ميزان ارادت مردم ايران به امام و خلف او نداشتند، اين به اصطلاح «پروژه» تبديل به موجي بزرگ شد و به جانب طراحان آن بازگشت. مردم ايران اكنون يك هفته است كه در اعتراض به اين اهانت بزرگ از پاي ننشسته‌اند. ديروز و در آخرين پرده از اين خشم مقدس، مردم مومن در سراسر ايران خواستار محاكمه و مجازات سران فتنه شدند در حالي كه هيچ نشاني از فتنه‌گران نه در خيابانهاي تهران و نه در هيچ شهر ديگري از شهرهاي كشور نبود. فرداي روز 16 آذر نوشتيم كه سوت پايان در ايستگاه آخر به صدا درآمده است، حالا پس از 10 روز مي‌توان گفت كه همه چيز تمام شده و دانشگاه كه بنا بود فتنه سبز را احيا كند، آن را يكباره و به سرعت دفن كرده است.

كل ماجراهاي پس از انتخابات رياست جمهوري، از خرداد ماه به اين سو را به يك معنا، از منظر تغييرات نمودار سرمايه اجتماعي اصلاح‌طلبان مي‌توان بازسازي كرد. پيش از انتخابات مهم‌ترين عاملي كه سران جريان اصلاحات را به سمت راديكاليسم سوق داد و باعث شد در يك ماه آخر كليت نظام را به جاي دولت آماج حملات خود قرار دهند، اين بود كه تصور مي‌كردند يك لشگر بزرگ از طبقه متوسط شهري در تهران و سراسر كشور پشت آنها ايستاده است. اين براي اصلاح‌طلبان كه در دو سال آخر حضور در دولت (1384-1382) حسرت جمع شدن فقط چند صد نفر در حمايت از خود را مي‌خوردند، يك صحنه رويايي بود. فراخواني اين سرمايه اجتماعي به خيابان و به راه‌اندازي آشوب‌هاي شهري از بيش از دو ماه قبل از انتخابات علاوه بر اينكه تمريني بود براي آشوب‌هاي بعد از انتخابات، عمدتا به اين دليل انجام شد كه اصلاح‌طلبان مي‌خواستند گزينه «تسليم يا آشوب» را پيش روي نظام بگذارند و از آن بخواهند كه از ميان آنها يكي را انتخاب كند. برخي از سران اين جريان -كه امروز ارتباطات آنها با طراحان كودتاهاي مخملي در خارج از ايران محرز شده است- همان مقطع مي‌گفتند كه چه ببازند و چه ببرند به حضور خياباني نياز دارند. اگر انتخابات را بردند با كشاندن مردم به خيابان قادر خواهند بود امتيازهاي بزرگ از نظام مطالبه كنند و بلافاصله سراغ ايجاد تغيير شكل در ساختار نظام به آن روشي كه در جزوه تاملات راهبردي حزب مشاركت شرح داده شده بروند. و اگر انتخابات را باختند، با طرح مسئله تقلب، سرمايه راي خود را به سرمايه آشوب تبديل كنند و نظام را وادار سازند كه يا در مقابل خواست غيرقانوني آنها تسليم شود يا ريسك فرو رفتن كشور در گرداب آشوبهايي مزمن و طولاني مدت را بپذيرد.

اين سناريو پس از انتخابات مو به مو اجرا شد اما در حين اجرا به مشكلاتي برخورد كه پيش‌تر پيش‌بيني نشده بود. در يك تحليل بسيار فشرده سرمايه اجتماعي جريان اصلاح‌طلب پس از انتخابات دچار 5 بحران اساسي شد كه در نتيجه اين بحرانها اولا سرمايه اجتماعي موجود در سبد راي اين جريان به شدت كاهش يافت، ثانيا درصد بسيار كوچكي از سرمايه راي موسوي به عنوان سرمايه آشوب وارد خيابان شد و ثالثا سرمايه آشوب اين جريان نيز به سرعت از حالت خودجوش و خودانگيخته خارج شد و به سمت وضعيت‌هاي سازمان يافته ميل كرد. نتيجه اين حركت از وضعيت خودجوش به سمت وضعيت سازمان يافته اين بود كه شبكه‌هاي ساخته شده توسط سرويس‌هاي اطلاعاتي دشمن كه از حيث تعداد بسيار كم شمار ولي از جهت الگوي رفتار به شدت راديكال هستند، تحركات خياباني اين جريان را تحت سلطه خود درآوردند و ماجرا به اهانتي شبيه آنچه در 16 آذر ديديم ختم شد.

بحرانهاي تغيير دهنده وضعيت سرمايه اجتماعي اصلاح‌طلبان در ميان طبقه متوسط شهري را مي‌توان به اين شكل خلاصه كرد.

1- طبقه متوسط جامعه ايران خيلي زود و بلكه در همان يكي دو ماه بعد از انتخابات فهميد كه موسوي در مورد انقلابي، خط امامي و قانونگرا بودن خود دروغ مي‌گويد و اساسا اعتقادي به اين مفاهيم ندارد. اين وضعيت بحراني را بوجود آورد كه بايد آن را «بحران ايدئولوژي و اعتبار» ناميد.

2- اين بخش از جامعه ايراني در زماني بين 4 تا 5 ماه دريافت كه كل داستان تقلب در انتخابات رياست جمهوري هم دروغي بيش نيست و نظام راي موسوي را چنان كه بوده خوانده است. اين وضعيت بوجود آورنده پديده‌اي است كه مي‌توان آن را «بحران آگاهي» خواند.

3- آن بخش از سرمايه راي موسوي در تهران كه چند باري حضور در خيابان را تجربه كرده بود به سرعت دريافت نظام مستحكم‌تر از آن است كه بتوان با اين روشها از آن امتيازي گرفت و اين درك و دريافت وضعيتي را بوجود آورد كه مي‌توان آن را «بحران نتيجه» خواند به اين معنا كه ديگر كمتر كسي باقيمانده بود كه به نتيجه بخش بودن اين حركات اميدي داشته باشد.

4- پس از گرايش تحركات خياباني به سمت آشوب، برخورد قاطع نظام با آشوبگران در چند مرحله، به بروز «بحران اراده» در ميان آنها منجر شد.

5- و نهايتا پس از چند ماه فتنه‌گري با تمام توان، حاميان جريان فتنه درون حكومت به ناتواني خود در تاثيرگذاري بر اراده سطوح بالاي نظام پي بردند و همين باعث شد برخي از آنها منفعل شوند و برخي ديگر نغمه آشتي و سازش سر دهند. بوجود آمدن اين وضعيت در بين حاميان حكومتي جريان فتنه، در ميان آشوبگران كف خيابان كه همواره به نزاع درون حكومت دل بسته و از آن تغذيه مي‌كردند، بحراني بوجود آورد كه بايد آن را «بحران تكيه‌گاه» ناميد.

از اين 5 بحران دو بحران اول بيشتر روي سرمايه راي اصلاح‌طلبان اثر كرده و علاوه بر ايجاد ريزش در آن، مانع تبديل شدن آن به سرمايه آشوب شده است و 3 بحران بعدي هم در تضعيف جنبه خودانگيخته سرمايه آشوب فتنه‌گران و همچنين مرگ بخش سازمان يافته آن موثر بوده است.

نتيجه اين تحليل به عيني‌ترين شكل ممكن خود را در روز جمعه نشان داد. پس از 16 آذر و زماني كه مردم تهران و ديگر شهرهاي بزرگ از كنار همه جزع و فزع فتنه‌گران بي‌تفاوت گذشتند اين نگراني در بين سران فتنه بوجود آمد كه ته مانده‌هاي سرمايه اجتماعي آنها هم در حال از دست رفتن است و جز مشتي آشوبگر كسي براي آنها نمانده است. در حالي كه خروش انقلابي مردم در 10 روز گذشته هر روز بيشتر از روز قبل اين موضوع را مسجل مي‌كرد، علامت بزرگ «دفن شدن فتنه سبز اموي» روز جمعه پديدار شد. در حالي كه اصلاح‌طلبان پس از 22 خرداد همواره تلاش كرده‌اند از هر فرصتي و از جمله فرصت تجمعات انقلابي مورد حمايت نظام براي حضور در خيابان و عرض اندام استفاده كنند، در تظاهرات روز جمعه هيچ نشاني از آشوبگران ديده نشد و براي اولين بار از 22 خرداد 88 سران فتنه به اين نتيجه رسيدند كه مطلقا نبايد ريسك دعوت از هوادارانشان براي ايجاد تجمع موازي در كنار تظاهرات مردمي عليه اهانت‌كنندگان به امام را بپذيرند. اگرچه مجمع روحانيون مبارز به عنوان اتاق فكر داخلي جريان فتنه به همراه موسوي ادعا كرده‌اند كه در صدد دريافت مجوز براي برگزاري يك راهپيمايي مستقل هستند ولي ناگفته پيداست كه اين چيزي بيش از يك توجيه خنك و خنده‌دار نيست. احتمالا همه چيز به اين بر مي‌گردد كه فتنه‌گران پيام روزهاي 16 تا 27 آذر را تا حدودي دريافت كرده و فهميده‌اند كه ديگر كسي از مردم پاي كار آنها نيست و الا در چند ماه گذشته ديده‌ايم تا زماني كه مي‌دانستند هنوز كسي به حمايت از آنها به خيابان خواهد آمد، هرگز به فكر مجوز گرفتن و تجمع مستقل برپا كردن نيفتادند!

بزرگي مي‌گفت اين هنوز آغاز معجزات محرم است. منتظر بسي بيش از اينها بايد بود.

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 14:30 توسط امین |

به نام حي سبحان

باید از اعماق وجود بو کرد

حتما بویش را میفهمی

نامش محرم است!

میدانم اگر بویش را فهمیده باشی بی‌شک مدهوش میشوی

و بدان اگر مدهوش نشدی حتما رایحه‌ای به مشامت نخورده است

به در و دیوار که نگاه میکنی

گویی هیچ رنگی معنا ندارد

فقط و فقط .... مشکی

رنگ عزا!

کاروانی در راه است

به سمت شهری که سالهای سال زیارتش آروزی عشاقش بود

و پناه به خدا میبریم از بازگویی حوادث این شهر

نامش کربلاست!

کربلا را تو مپندار که شهری است در میان شهرها و نامی در میان نامها! ... نه! کربلا حرم حق است و هیچکس را جز یاران امام حسین (ع) راهی به سوی حقیقت نیست)

سید مرتضی گفت.

محرم از راه میرسد

و هر دلی را که حسینی است با خود ميبرد

مجال نوشتن نیست

باید محرم را دید، بوئید و یا حتی ... بوسید!

لباسهای رنگی!

آبی ...

نه!

قرمز ...

نه!

سبز ...

نه!

یا هر رنگ دیگر

همه را رها میکنیم

وضو میگیریم

به سراغ لباسهایمان میرویم

نیت میکنیم!

و از میان رنگها و مدلهای مختلف لباسها یک رنگ ساده را بر میگزینیم

مشکی!

بی وضو نباید لمسش کرد!

وقتی بویش میکنی

بوی محرم سال قبل را میدهد

بوی بغضی که با السلام علیک یا ابا عبدالله روز اول ترکید

بوی یاسی که این بار مشكی شده است

و بوی سیب!

رو به روی آینه می‌ایستیم

از مادرش اجازه میگیریم

یک جرعه پیراهن مشکی!

و رخت مشكی عزا را بر تن میکنیم

به سمت کربلا برگرد

دستت را روی سینه‌ات بگذار

و با همان جامه سیاهت و دل پاکت و بغض لرزانت و چشم گریانت

آرام زمزمه کن

(السلام علیک یا اباعبدالله)

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله 


پ.ن: امان از دل زينب ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 14:49 توسط امین